أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

18

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

طول زندگىاش تداوم داشته است . اما ظاهرا پيش از اين هرگز به‌طور جدى به اين مسئله نپرداخته است و فقط در پايان زندگى تصميم گرفت مطالب گردآورىشده را منظم كند و اثرى در داروشناسى بنويسد . يكى از ويژگىهاى صيدنه اشاره به نام‌هاى مواد به چند زبان است . نام‌هاى مترادف مواد دارويى نه تنها اهمّيّت علمى محض ، بلكه اهمّيّت زياد علمى نيز دارند ، زيرا در نوشته‌هاى پزشكى و ديگر علوم آن زمان نام داروها به ديگر زبان‌ها آن‌چنان فراوان بود كه اهمّيّت واقعى آنها بر هر پزشك و داروشناس آشكار نبود . اين مسئله باز هم پيچيده‌تر مىشد هنگامى كه يك دارو در جاهاى گوناگون به نام‌هاى گوناگون ناميده مىشد و برعكس ، يك نام را به چيزهاى گوناگون داده بودند كه اغلب به سوءتفاهم‌هاى جدى مىانجاميد . ببينيد خود بيرونى در اين‌باره چه مىنويسد : « در دانستن نام يك دارو به زبان‌هاى گوناگون فايده بسيار است . به ياد دارم كه يكى از اميران خوارزم بيمار شد و نسخه داروى بيماريش را از نيشاپور فرستادند . [ نسخه را ] به داروشناسان نشان دادند و آنها نتوانستند يك دارو [ اشاره شده ] در آن را بيابند . تنها يكى از آنها گفت كه آن دارو را در اختيار دارد . [ اين داروى ] پانزده درهمى را از او به پنجاه درهم [ نقره ] خالص خريدند . او ريشهء سوسن را به آنها داد . آنها سرزنشش كردند اما او گفت : « شما چيزى را خريديد كه اصل آن را نمىشناختيد مگر به اسم « 19 » » . بدين‌ترتيب ، مىتوان پنداشت كه يكى از مسائل اساسى كه بيرونى در نوشتن صيدنه در برابر خود قرار داده بود ، آشكار ساختن و روشن كردن نام‌هاى مترادف مواد دارويى موجود بود ، وانگهى به نام‌هاى محلى توجه مخصوص داشت . بيرونى در فصل پنجم پيش‌گفتار صيدنه درحالىكه از پيرى خود شكوه مىكند ، مىگويد كه بينايى و شنوايىاش به ضعف گراييده تا آنجا كه براى نوشتن كتاب مورد نظر خويش به كمك نياز پيدا كرده است و آن را در وجود ابو حامد احمد بن محمد النهشعى « 20 » پزشك غزنه‌اى يافته است . در كتاب هيچ‌گونه اطلاعى از اين پزشك وجود ندارد . اما بيرونى از او به لحن تحسين‌آميز ياد مىكند و مىگويد كه او با دانستن زبان و پزشكى ممتاز است و پزشكى را به رهبرى پزشكان برجسته و از راه مطالعهء بىامان آثار ( 19 ) . نك . همين‌جا ، ص 173 . ( 20 ) . نسخهء فارسى ، 9 الف : البهشعى .